سال 90 هم گذشت
سال ۹۰ با تموم خوبی و بدیهاش گذشت.
می خوام سال جدید هر هفته یک پست بنویسم تا بیبینیم چی می شه.
کلاْ من و علی بد نیستیم خدا رو شکر
موضوعات کاری و خانوادگیمون
سال ۹۰ با تموم خوبی و بدیهاش گذشت.
می خوام سال جدید هر هفته یک پست بنویسم تا بیبینیم چی می شه.
کلاْ من و علی بد نیستیم خدا رو شکر
۱ ماهی هست که درگیر یه حمله جدید هستیم که حسابی علی رو داره اذیت می کنه بعد از ۷ تا ۸ تا دگزامتازون دیگه کار به پالس تراپی رسید و ۳ روز سرم . علی هنوز پاهاش درد می کنه.
از طرف دیگه سر کار حسابی سرم شلوغ بود و خیلی بهم ریختم
خدایی توی اداره بی خاصیت مرد سالاری که من کار می کنم فقط باید کار کنی و کار کنی اگه یه خورده توقع داشته باشی فقط خرد می شی مثل یه ظرف شکسته!
از طرف دیگه موعد اجاره خونه داره تموم میشه و قبل از این حمله داشتیم جمع و جور می کردیم که شاید بتونیم یه خونه نقلی بگیریم فعلا که نشد!
رفتیم پیش دکتر شیخ الاسلام
بعداْ نوشت:
داروی تزریقی رو قطع کرده و یکسری دگزامتازن داده.
ديروز بعد از ۵/۱ ماهي كه قرار شد علي داروي ربيف رو تزريق نكنه دوباره با آزمايش رفتيم پيش دكتر و دكتر گفت كه بهتره دارو رو عوض كنيم و اين دفعه شد آوونكس و هفته اي يكبار.
حالا بايد كلي كارهاي اداري انجام بديم تا بتونيم دوباره دارو رو تغيير بديم داروخانه ۱۳ آبان گفت اگر ايراني تزريق كنيد دنگ و فنگ اداري نداره ولي مي ترسيم كه مشكلي پيش بياد در ضمن كلا نگران تغيير دارو و مشكلات اول دارو هستيم.
كمكمون كنيد به نظرتون چيكار كنيم و براي اولين تزريق بهتره چه كار انجام بديم ميكن ممكنه بار اول تزريق حال بيمار خيلي بد بشه ! واقعيت داره؟
روز ۷ يا ۸ فروردين رفتيم آزمايشگاه كه علي آزمايش خون بده(از زماني كه داروي ربيف رو شروع كرده هر ۳ ماه اين آزمايش رو ميده براي كنترل آنزيمهاي كبدي) اگه در جريان نوشته هامون باشين يكسالي هست كه آنزيمهاي كبد علي از حالت نرمال خارج شده مثلا اگه قراره بين ۱۰ تا ۵۰ باشه توي اين مدت ۹۰ بود و ۱۲۰ سه ماه قبل دكتر گفت ربيف رو ۲ بار در هفته بزن خلاصه روز ۱۴ ام جواب آزمايش رو گرفتيم كه ۱۵ ام ببريم پيش دكتر.
آنزيمها دقيقاً دو برابر شده بودن كلسترول و تريگيليسيريد علي هم توي خط مرزي بود و قند هم اگه عدد بالاش ۱۰۰ باشه مال علي ۹۸ بود. هيچي ديگه علي كه تا صبح نخوابيد و بسكه راه رفت منم نتونستم بخوابم بعد از اداره رفتيم پيش دكتر و علي رو ويزيت كرد و قرار شد كه تا ۵/۱ ماه ديكه به كلي ربيف رو نزنه و اول خرداد دوباره آزمايش بده .
يه خورده نگرانم بيشتر نگران فكرايي كه توي سر علي هست هستم مسائلي كه از نظر ما هيچ اهميتي نداره ولي براش مثل يه غول مي شه .
هيچي ديگه دوباره رفته توي فاز استرس و عصبانيت و . . . اينا.
يه خورده بيشتر برامون دعا كنين و اگه تجربه اينچنيني دارين لطفاً راهنماييمون كنين.